نامه سرگشاده به معاون رئيس دولت دهم  

معاونت محترم رياست جمهوري جناب آقاي دكتر رحيمي

سلام عليكم

اينجانب فريبا  آباقري منتخب اول مردم  شريف  شهر اراك در شوراي اسلامي شهر اراك، بر خود واجب مي دانم نكاتي چند در خصوص مسائل و مشكلات اين شهر را كه بر اثر سال ها در حاشيه بودن و در حاشيه خواستن سياستگذاران آن، اكنون به كوهي از معضلات و مشكلات تبديل شده را به جهت نظارت آيندگان بر عملكرد خود و به جهت ثبت در تاريخ به عرض شما برسانم.

1ـ بررسي شود  چند درصد از مديران شهر اراك تا به حال بومي بوده اند و چرا سمت گيري انتصابات در اين شهر به انتخاب مديران غيربومي مي انجامد.

مديريت هايي كه همواره اولين دغدغه شان در حاشيه بودن و در حاشيه ماندن است. كساني كه از پاسخگويي به افكار عمومي طفره مي روند و منجر به سركوب نيروهاي بومي تاثيرگذار در اين شهر مي شوند و شهر اراك بايد همواره مركزي براي آزمون و خطاها و آزمايشگاهي براي مديران نالايق باشد كه چند صباحي در اين شهر لنگر مي اندازند و بعد هم با ارمغان نقصان و كمبودها اين شهر را ترك مي كنند.

2ـ سال ها بود كه مردم و رسانه هاي محلي و ملي از آلودگي اين شهر به واسطه‌ي وجود كارخانجاتي چون آلومينيوم، پتروشيمي، پالايشگاه و... مي ناليدند و بعد از آن بود كه نقصان آب اراك هم به آن اضافه شد چرا كه درصد بالاي نيترات و ديگر مواد مضر در آن، يك حسن به آن اضافه نموده بود و آن هم ابتلاي انواع سرطان ها و بيماري هاي گوارشي بود كه بي توجهي به امكانات بيمارستاني، عدم توجه به مطالبات پزشكان متخصص و مهاجرت آنها از اين شهر، نبود بيمارستان هاي تخصصي و كمبود نيروها و كادر بيمارستاني و... آن را به معضلي جدي براي اين شهر تبديل كرده است.

آلودگي هواي كارخانجات اين شهر نيز تنها حسني كه براي مردم آن داشت عوارضي بود كه به شهر اراك مي پرداختند كه آن هم اكنون ريالي به مردم آن نمي رسد. پتروشيمي اراك نيزكه از مدد و لطف دولت خدمتگزار تغيير نام داده است به پتروشيمي شازند، كه حتي آن چند درصدي كه از سهم اشتغال مي توانست به اين شهر اختصاص دهد ديگر تخصيص پيدا نكند.

نيروگاه حرارتي نيز جهت تامين و توليد انرژي طبق گزارشات موثق و مستند از سوخت مازوت درجه 3 استفاده مي نمايد كه اين امر موجب توليد آلايندگي زيست محيطي گرديده و بيش از 200 تن از انواع آلاينده ها را به هوا پراكنده است كه بر آلودگي شهر اراك تاثير مستقيم گذارده است به گونه اي كه اگر بارندگي نيز صورت پذيرد، آلاينده هاي فوق به سهم مهلكي تبديل شده كه موجبات انواع بيماري ها را فراهم مي كند.

لذا به نظر مي رسد يكي از اقدامات اساسي و مهم كه مي تواند توسط مسئولان براي رفع گوشه اي از اين آلودگي ها صورت پذيرد تامين سوخت نيروگاه باشد.

3-طرح كاهش آلودگي هواي اراك كه به نظر مي رسيد ارمغان دولت نهم براي شهر اراك باشد و دهها بار با بوق و كرنا به گوش مردم اين شهر رسيد. اكنون به ورطه فراموشي سپرده شده است و حتي درصدي از آن اعتبارات پرطمطراق به اين شهر اختصاص پيدا نكرد و اكنون گفته مي شود انجام اين طرح بيش از 30 سال زمان مي برد. يعني در واقع يك نسل از مردم اين شهر بايد قرباني شود تا نسل بعدي به مدد دولت هاي بعد، سهمي از اين اعتبارات را به خود اختصاص بدهند.

به عنوان نماينده‌ي مردم اين شهر سوال مي كنم چگونه است طرحي كه بيش از 200 ميليارد تومان اعتبار در بالاترين مرجع سياستگذاري دولت (هيات دولت) به خود اختصاص مي دهد به يكباره به ورطه فراموشي سپرده مي شود و حتي در جاهايي گفته مي شود آلودگي هواي شهر اراك كاهش يافته، اما ما هر روزه شاهد افزايش انواع سرطان ها در بين مردم اين شهر هستيم.

4-يك سوال از جنابعالي دارم و آن هم اين است كه مردم اين شهر چرا نبايد از مزايا و پتانسيل هايي كه در شهر اراك وجود دارد، استفاده كنند؟ چرا كارخانجات و شركت هاي دولتي بايد بروند و خريد خود را از تهران و استان هاي ديگر انجام دهند. در صورتي كه خيلي از آنها به راحتي مي توانند از همين شهر خريد كنند اما به بهانه هاي واهي درآمد اين شهر را در تهران هزينه مي كنند.

حتما اطلاع داريد كه كارخانجات اين شهر مدتي است كه به لطف واگذاري هاي بدون پشتوانه و غيركارشناسي و همچنين كمبود مواد اوليه (در اثر تحريم ها) در آستانه ورشكستگي قرار گرفته اند و هر روزه شاهد اعتصابات و اعتراضات كارگري در اين كارخانجات هستيم. كارخانجاتي چون واگن پارس، آونگان، ماشين سازي، آلومينيوم سازي، كمباين سازي، شركت صنايع و... امروز ديگر چون گذشته قادر به ادامه فعاليت نيستند و بيكاري كارگران شاغل در آن اولين ارمغان آن براي اين شهر است.

5- جناب آقاي رحيمي‏، اراك شهري است كه مردم آن از مديران شهر پيشي گرفته اند و ايجاد بيش از 15 محله‌ي حاشيه نشين و در حاشيه مانده در اين شهر خود گوياي اين مسئله است كه مديران و سياستگذاران آن نتوانستند با تهيه طرح ها و نقشه هاي مناسب براي مناطق مستعد كه عموما زمين هاي دولتي و يا اوقافي هستند از مردم جلو بيافتند و به ناچار تسليم شرايطي شدند كه مردم در اين مناطق به وجود آورده اند.

مسئولان نتوانستند تكليف هكتارها زمين دولتي و اوقافي در اين شهر را كه هيچگونه مراقبت و حفاظتي از آنها نمي شود، مشخص كنند.

زمين هاي دولتي رها شده و دولت هيچ طرحي براي آنها ندارد. و همه‌ي اينها امروز وضعيت را به گونه اي ترسيم نموده است كه برخي از مردم در اين محله ها، با فقدان امكانات اوليه اي چون آب، برق، گاز، تلفن، فاضلاب و... و همچنين عدم خدمات رساني درست و صحيح شهرداري چون آسفالت، جوي، جدول، رفت و روب و امكانات و همچنين به وجود آمدن معضلات اجتماعي خانمان براندازي چون اعتياد و... وضعيتي اسفبار پيدا كرده اند كه هر بيننده اي را در همان نگاه اول به تاثر وامي دارد.

امروز شهر اراك حداقل بيش از 5 منطقه ويژه گردشگري و شهرك ويلايي را كه مي توانست بهترين منطقه شهر باشد از دست داده است. مناطقي كه بهترين منطقه‌ي آب و هوايي و جغرافيايي را دارد امروز به بافتي حاشيه نشين تبديل شده اند.

از طرفي دولت نيز اعتباراتي را كه براي بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده و حاشيه اي در نظر گرفته شده بود را تخصيص نداده است تا شهرداري بتواند حداقل نسبت به نوسازي و بهسازي اين مناطق اقدام نمايد و با اينكه اين موارد طرح مصوب دارد اما هيچ بودجه اي تخصيص نيافته كه جنابعالي مي توانيد با پيگيري اين مورد كمك شاياني به حل اين معضلات بنماييد.

6- اراك شهري است كه معضل مواد مخدر مردم اين شهر را به ستوه آورده و از طرفي مسئولان مربوطه نيز هيچ برنامه اي براي جلوگيري از انتشار آن ندارند. نه امكانات و نيروهاي نظامي و انتظامي اش توان برخورد و مبارزه با اين معضل را دارد و نه سياستگذاران آن اراده برنامه ريزي درست.

دهها انجمن داوطلب غيردولتي كه در جهت هدايت، آسيب شناسي و درمان اين معضل تشكيل شده است به علت سوء نيت، ميدان ندادن و مانع تراشي براي آنها، عملا ناكارآمد شده اند. از اخراج انجمن NA از پارك جنگلي در حريم شهر به بهانه مالكيت منابع طبيعي گرفته تا به تعطيلي كشاندن انجمن هاي ترك اعتياد.

و اگرچه روز به روز بر تعداد قربانيان اين مواد افيوني افزوده مي شود اما متاسفانه كوچكترين اراده جدي، جز همان بوروكراسي پوسيده اداري و روابط پيچيده آن، براي حل اين مشكل پيشنهاد نشده است.

7- نبود حتي يك مركز تفريحي، توريستي و گردشگري در اين شهر عليرغم تصويب دهها طرح گردشگري ( كه هيچ كدام به ثمر نرسيده و احتمالا با شرايط فعلي به نتيجه نخواهد رسيد) و كمبود بودجه و اعتبار لازم، مردم اين شهر را دچار خمودگي و افسردگي نموده است و طرح هايي چون شهربازي طوفان هم به جهت عدم حمايت و اعتبار لازم عليرغم افتتاح به تعطيلي كشيده شد و خبر آن هم در جرايد به چاپ رسيد.

8- مديريت غيركارشناسي در بالاترين مرجع سياستگذاري فرهنگي (اداره كل ارشاد) و ضعف مديريتي در آن سبب شده است كه تنها فرهنگسراي اين شهر تبديل به دانشگاه علمي كاربردي شود و شهريه آن هم به يك بخش خصوصي واريز شود و هنرمندان اين شهر كه آوازه شهرتشان جهاني شده است مجبور شوند يا از اين شهر كوچ كنند و يا با سخت ترين شرايط به حيات هنري، فرهنگي خود ادامه دهند.

در آخر ضمن اينكه از جنابعالي درخواست دارم با بررسي موشكافانه به اين موارد براي اصلاح هر كدام از آنها گام هاي اساسي برداشته شود بايد بگويم اينها تنها بخشي از معضلات مردم اين شهر است و مابقي به جهت اطاله كلام ذكر نشد. اميدوارم در ديدار آينده شاهد رفع گوشه اي از معضلات و مشكلات باشيم.

خداوند را مي خوانيم كه درهاي رحمتش را به روي ما بگشايد.