شهرک ابوالفضل(شهرک ابوالفضل در حاشیه ذهن مسئولین )
با جاده فاصلهي چنداني ندارد. فقط كافي است تقاطع رنگ پريدهي جادهي يخ يزدهاي را كه ساليان سال است با گل هاي كفش هاي كودكاني كه انگشتانشان را با ها كردن نفسهاي خسته اشان گرم ميكنند طي كني. صداي اتوبوس هايي كه مسافران خسته راه زندگي را به مقصد ميرساند در گوش هايم طنين انداز است و به اين فكر ميكنم كه چقدر سخت است كه سالهاي سال صداي مسافران خسته را در كنج خانهي خود احساس كني. خسته از صداي نفس گير جاده، رهايش كردم و به سوي كوچههاي همدم جادههاي پرپيچ و خم زندگي رفتم. سرد بود و خاكي، اما هنوز صداي نفسهاي گرمش را زير پاهايم احساس مي كردم، نفسهاي گرمي كه ساليان سال فرياد ميزد از ويرانگي اما جوابش سكوت بود و سكوت. كوچه هاي خاكي كه دلتنگ بودند براي دست نوازشگر مهرباني اما اين انتظار ساليان سال بود كه خاكي، خاكي شده بود به رنگ همان نفسهاي گرم اما زنده...
با ديدن چالهي بزرگ به ياد رودخانههاي پر از ماهيهاي قرمز افتادم رودخانهاي كه مي شد پرتو زيباي خورشيد و يا نور خيره كننده ماه را در قلب روشن و زلالش ديد. رودخانهاي كه ميشد با صداي دل انگيزش به مرز ناكجا آباد رسيد. اما آنجا خبري از روشنيها نبود. آنجا تاريك و سياه بود. بازي ماهي را نميديدم آنجا موشهايي را ميديدم كه به حماقت من و تو ميخنديدند. چاله اي پر از مسافران ترد شده از زندگي ما آدمها. پر بود از فراموش شدگان همانهايي كه روزگاري دوستشان داشتيم و اكنون در ميان انبوهي از زباله ها رهايشان كرده بوديم و آنان را نيز به همين اسم مي خوانديم.
مردمان آنجا رودخانهي سياه را دوست نداشتند و براي دوري از آن پلي ساخته بودند، پلي با چوب هاي پوسيده و خاكي مرده كه براي عبور از آن قلبشان تا مرز هاي مرگ ياريشان ميكرد. شايد اين پل فاصلهي چنداني با رودخانه نداشت، فاصلهاي به اندازه يك نفس كه نفسهاي خيلي از آدم ها را به همراه زبالههايش برده بود. نميدانم اما ناخود آگاه به اين فكر ميكنم كه با قدم گذاشتن پاهاي كوچك و معصوم كودكان بر روي اين پل دل هر مادري در درون سينه اش تنگ، تنگ ميشود تا كودكش به سلامت از آنجا عبور كند، كاش براي چند لحظه مادر بودي و ميفهميدي اما افسوس از دردي كه در درونت نيست. صداي زنگ هيچ كلاس درسي به گوشم نميخورد. ساعت كه ساعت مدرسه رفتن است. اما نمي دانم چرا؟ به اطرافم نگاه ميكنم، بچه هايي را ميبينم كه پاهايشان پوشيده است از كيسههاي پلاستيكي. كيسههاي پلاستيكي كه تنها همدم كفشهاي كهنه بچه هاست. و راه گريزي است براي رهايي از گلهاي سرد زمستان. به ابتداي جاده كه ميرسند كيسههاي پلاستيكي را در ميآورند. تا آن روز را نيز فارغ از كلمه دهاتي بودن به شب برسانند. در دلم هياهويي به پا مي شود، هياهويي از جنس نابخشودني فقر. هر جا ميرفتم همراهم بود. به انتهاي هر كوچهاي كه نزديكتر ميشدم گرماي دستش را بيشتر احساس ميكردم. چيزي مانند به دو خط سياه موازي بود و شايد هم پلكان. نميدانم كنجكاو شدم و به سويش رفتم. بچههاي زيادي با او همبازي بودند و ساعت هاي زيادي با همين دو خط موازي بازي ميكردند.
ريل قطار هم آنها را دوست داشت. اما نمي توانست به آنها بگويد كه گاهي اوقات خطرناك ميشود. ريل قطاري كه ديگر عضوي از هر كدام از خانههاي آنجا بود. و سر سفره آنها لقمه به دندان ميگرفت و صداي نابهنجار قطارش مهمان هميشگي مردمان آنجا بود. زمين بازي بچهها پشت همين ريلها بود و خدا ميدانست كه براي رسيدن بچهها به آن سوي مرز بازيهاي كودكانه چه اتفاقاتي كه نميافتاد و چه توپهايي كه در دل همين دو خط قرار ميگرفت و قلب كودكاني را كه براي بردن توپ بازيشان آمده بودند براي هميشه با خود ميبرد. از آن بلندي ها كه به مردمانش نگاه مي كنم دلهره و اضطراب را در چشمان همه آنها ميخوانم.كاش آرامش را ميشد دوباره به آنها بازگرداند. كاش ميشد آرامش را به آنها هديه داد.
اينجا، همين جاي اين هفته ما منطقهاي است به نام شهرك ابوالفضل واقع در جاده كمربندي نرسيده به ميدان انقلاب (امام خميني) كنار رودخانه با مساحت تقريبي سي هكتار و با جمعيتي در حدود بيست و پنج هزار اين منطقه جزء حواشي اراك محسوب ميشود و مانند اكثر اين مناطق مشكلات خاص خود را دارد كه به دو قسمت تقسيم ميشود و رودخانه تفكيككننده آنهاست. يك قسمت آن جزو اراك به حساب ميآيد و قسمت ديگر جزو كرهرود ظاهرا قدمت اين منطقه به بيست سال ميرسد و انتهاي آن به كوه ختم ميشود اما به خاطر وجود ريل راهآهن در پايين كوه، خانههاي اين منطقه مانند ديگر مناطق حاشيهاي اراك مثل فوتبال، باغ خلج به بالاي كوه نرسيده است.
كل اين منطقه خاكي است
مهمترين مشكل كوي ابوالفضل خاكيبودن تمام كوچههاي آنجا است و اين مسئله مشكلات فراواني را براي مردم اين منطقه به وجود آورده است. محمد ميرزايي يكي از جوانان اين منطقه گفت: در فصلهاي بارندگي به خاطر اين مسئله شرايط سختي به وجودميآيد و رفت و آمد براي ساكنين اينجا بسيار مشكل ميشود. محمد در ادامه گفت: بارها به شهرداري مراجعه كردهايم، اما نتيجهاي حاصل نشده ضمنا امكانات ديگر مثل آب و برق و تلفن نيز با همت و تلاش اهالي و پيگيري آنها فراهم شده است. وجود ريل راه آهن معضل ديگري است كه اهالي اين منطقه از آن رنج ميبرند، علاوه بر صداي زيادي كه قطار هنگام عبور از آنجا ايجاد ميكند، خطرات ديگري نيز وجود دارد،» عباس ـ ز« از ديگر اهالي اين منطقه عنوان ميكند كه در گذشته چندين بار بچهها در هنگام بازي در اين منطقه به زير قطار رفتهاند و علاوه بر اين امكان چپشدن واگنها و برخورد آنها با خانهها نيز وجود دارد. به گفته ساكنين با صداي زياد قطار در هنگام عبور ميتوان كنارآمد اما براي رفع مشكلات ديگر حداقل ميتوان فاصلهاي را كه اين منطقه در كنار ريل قرار دارد حصار يا ديوار كشيد. در يكي از كوچههاي اصلي اين محله گروهي از پيمانكاران مشغول كندن و جدولگذاري بودند و وقتي از آنها در اين باره سوال شد، گفتند: جدولبندي براي عبور فاضلابهايي است كه از خانهها به كوچه راه دارند و يكي از اهالي در اين باره توضيح داد كه اين كار نيز با تلاش و پيگيري اهالي صورت گرفته و حداقل باعث ميشود از بروز برخي آلودگيها جلوگيري كرد. اما نميدانيم چرا اين كار در فصل سرما و بارندگي انجام ميگيرد. چون اين مسئله باعث كندي كار ميشود. البته لازم به ذكر است كه كوي ابوالفضل نيز مانند اكثر مناطق حاشيهنشين اراك فاقد شبكه فاضلاب است.
رودخانه معضلي ديگر
برخي ديگر از خانههاي اين محله علاوه بر مشكلات فوق به خاطر نزديكبودن به روخانه با معضلات ديگري دست و پنجه نرم ميكنند. رودخانه در اينجا فقط اسمي از رودخانه دارد. وجود انواع و اقسام زباله و فضولات در رودخانه باعثشده تا محيطي آلوده و خطرناك به وجود آيد. و علاوه بر اين به گفته " » حسين ـ پ"« يكي از ساكنين نزديكي آب رودخانه با خانهها باعثشده تا خساراتي به ساختمانها وارد شود به خصوص به مرور پي ساختمانها سست ميشود، لذا با جمعآوري زبالهها و ديواركشي دو طرف رودخانه مانند مركز شهر ميتوان از بروز اين مشكلات جلوگيري كرد. خانم دشتي از ديگر اهالي اين منطقه بود كه خانه اش نزديك رودخانه بود او با اشاره به اينكه در اين منطقه مدرسهاي وجود ندارد گفت: نزديكترين مدارس به اينجا در نزديكي ميدان امام و كرهرود ميباشند و بچهها مجبورند راه طولاني طي كنند تا به اين مناطق برسند بنابراين بايد از رودخانه عبور كنند. در انتهاي اين خيابان پلي وجود دارد كه هم وسايل نقليه و هم عابرين از آن عبور مي كنند، اما اين مسير، راه را براي كساني كه پياده از اين مسير عبور ميكنند بسيار طولاني ميكند، خانم دشتي ادامه داد يك پل ديگر در نزديكي ما وجود دارد اما ردشدن از آن به خصوص براي بچهها بسيار خطرناك است چون اولا چوبي است و بسيار قدمت دارد. دوم اينكه عرض آن بسيار كم است و سوم اينكه حفاظي در اطراف آن قرار ندارد. به گفته اهالي تا به حال چندين نفر كه اغلب بچههاي كوچك بودند از روي اين پل به داخل رودخانه سقوط كردهاند كه حتي در سال گذشته به خاطر جريان شديد آب يك يا دو نفر از آنها با صدمات شديدي روبرو شدند. ظاهرا در زمستان هر يك از اهالي زودتر از خواب بيدار مي شود مقداري نمك بر روي پل ميريزد تا برف و يخ آن آب شود و اهالي بتوانند راحتتر از روي آن عبور كنند.
كمبود امكانات بهداشتي و پزشكي
همانطور كه اشاره شد عبور و مرور در كوي ابوالفضل بسيار دشوار است و اين منطقه فاقد امكانات بهداشتي و پزشكي است. در اينجا يك دكتر يا درمانگاه و حتي يك داروخانه وجود ندارد و ساكنين اين منطقه مجبورند براي استفاده از اين امكانات تا مركز شهر بروند و به گفته يكي از ساكنين، آنها براي استفاده از وسايل نقليه نيز دچار مشكل هستند. ظاهرا به خاطر شرايط بد و ناهموار كوچههاي اين محله ماشينهاي شخصي و حتي آژانس حاضر به عبور و مرور در اين جا نيست و ساكنين ناچارند براي استفاده از وسايل نقليه حداقل تا ميدان امام خميني راه را طي كنند. علاوه بر مشكل ردشدن از رودخانه، اهالي اين منطقه معضل ردشدن از كمربندي را نيز دارند و عبور از آن بسيار خطرناك است و ساكنين اعتقاد داشتند در صورت امكان يك پل هوايي يا زيرگذر و يا حداقل يك خطكشي عابر پياده ميتواند اين مشكل را حل كند. يكي از اهالي اين منطقه كه نخواست نامش فاش شود موضوع مهمي را مطرح كرد كه لازم به ذكر است به گفته وي اخيرا مبالغ سنگيني به عنوان ماليات براي اهالي اين منطقه در نظر گرفته شده به عنوان مثال هر خانه مبلغ هشتصد هزار تومان و اهالي تهديد شدند كه در صورت عدم پرداخت اين مبالغ مشمول جرايمي نظير قطعشدن آب و برق و گاز ميشوند. از ديگر مشكلات اين منطقه نبود امنيت كافي، سرقت و معضل اعتياد و قاچاق مواد مخدر است و به گفته ساكنين، نيروي انتظامي در اين منطقه تردد كافي ندارد و اين باعث شده كه شرايط براي انجام چنين كارهاي خلافي مهيا شود.
برخي از ساكنين نيز مشكل كمآبي و نوسان برق را به عنوان ديگر معضلات خود مطرح ميكردند كه مشكل دوم باعث به وجودآمدن خساراتي براي وسايل برقي آنها شده بود.
شهرك ابوالفضل به عنوان سرريز جمعيتي شهر اراك پس از استقرار كارخانه ها و هجوم كارگران و بخشي از روستاييان به شهر ايجاد شده است. در آن زمان شهرداري كرهرود وجود نداشت و اين منطقه خارج از حوزه خدمات شهرداري اراك قرار گرفته بود به همين دليل هيچگونه خدمات توسط شهرداري به اين منطقه داده نشده است. اكثر قريب به اتفاق واحدهاي مسكوني اين منطقه به صورت غيرمجاز و شبانه احداث گرديده است. حدود سه سال پيش مسووليت شهرك ابوالفضل به شهرداري كرهرود واگذار شد و اين شهرداري در طرح هادي اين منطقه را در حوزه خدمات شهرداري قرار دارد و در اين مدت شهرداري اقداماتي جهت سر و سامان دان اين منطقه از قبيل ارائه معرفي نامه جهت گرفتن خدمات از قبيل: آب، برق، گاز، تلفن و همچنين در زمينه كارهاي عمراني مثل: زيرسازي معابر و جدول گذاري آن را در برنامههاي كاري آينده اين شهرداري قرار دارد.
كمبود اعتبارات در شهرداري
شهردار كرهرود در خصوص آسفالت معابر اصلي و فرعي شهرك ابوالفضل چنين بيان كرد: در حال حاضر مشغول زيرسازي اين معابر هستيم و در صورتي كه اعتبارات لازم تامين شود هر چه سريعتر اقدام به آسفالت كردن اين معابري مي كنيم. وي در خصوص جدول بندي اين منطقه گفت: در حال حاضر مشغول به جدول بندي اين معابر هستيم و تاكنون قريب به سيصد متر اين كار را انجام دادهايم و اميدواريم تا پايان سال 86 اين پروژه به پايان برسد.
اسماعيل تاج آبادي در خصوص معضلات رودخانه در اين شهرك افزود: بيشترين علت وجود زباله در رودخانه مربوط به ساكنين قسمت بالاي رودخانه است كه به علت نبود ديوار ساحلي و رعايتنكردن خود مردم بعضا زبالهها را داخل رودخانه مي ريزند.
وي تصريح كرد: به علت كمبود اعتبارات قادر به كشيدن ديوار ساحلي يا سيل بند در اين منطقه و مناطق ديگر عبور رودخانه وجود ندارد.
تاج آباد علت ديگر اين امر را سه شاخه شدن رودخانه در شهر كرهرود اعلام كرد. شهردار كرهرود در پاسخ به اين سوال كه چرا هيچ اقدامي در جهت احداث يك زيرگذر يا پل هوايي براي اين منطقه صورت نگرفته است، گفت: احداث زيرگذر يا پل هوايي در حوزه مسووليت شهرداري نيست بلكه با اداره راه و ترابري است اما در حال پيگيري اين موضوع هستيم تا شايد به يكي از مشكلات اين مردم رسيدگي شود، زيرا تاكنون پنج تن از دانش آموزاني كه قصد عبور از كمربندي را داشته اند كشته شده و تعداد ديگري مصدوم شدند.
راه اندازي شبكه فاضلاب در سال هشت و هفت
مسوول توسعه مهندسي و بهره وري سازمان آب و فاضلاب در خصوص اجراي شبكه فاضلاب در شهرك ابوالفضل گفت: براي اجراي شبكه فاضلاب در شهر اراك اولويت هايي وجود دارد از قبيل:
1ـ مناطقي كه سنگي هستند مانند باغ خلج كه امكان حفر چاه هاي جاذب در آن ها نيست. 2ـ مناطقي كه نزديك منابع آب شرب هستند. 3ـ تراكم جمعيت در مناطق مختلف. كه شهرك ابوالفضل داراي هيچ يك از اولويت هاي فوق نيست به همين دليل اجراي طرح فاضلاب در اين منطقه در سال 87 صورت مي پذيرد.
عبدالرضا خليلي در ادامه افزود: در صورت اينكه اعتبارات تعلق يافته به اين سازمان افزايش يابد امكان اجراي اين طرح در سال 86 وجود خواهد داشت. شهرك ابوالفضل هم مانند تمامي مناطق در هفتههاي قبل با مشكلات فراوانش مورد بررسي قرار گرفت، شهركي با هزاران مشكل ولي هزار و يك دليل موجه يا غيرموجه از سوي مسوولين شهري و استاني كه تنها ظلم و محروميت آن نصيب مردم اين منطقه شده است. اينجا شهرك ابوالفضل است. ابوالفضلي كه معروف به عدل و داد و مهرباني است. اينجا از دست ناجي ابوالفضل خبري نيست