چشمه موشک دیار فراموش شدگان(اينجا كمي آنسوتر از جايي است كه تو زندگي ميكني )
گروه اجتماعي، هماحسين خاني و ثمين مامقاني:
اينجا كمي آنسوتر از جايي است كه تو زندگي ميكني اما، اينجا خبري از چيزهايي كه ميبيني نيست. اينجا مانند مكان زندگي تو انتهاي كوچههايش به خيابان نميرسد، كوهها ختم اين گذرها هستند. در كوچه پس كوچهها و حتي خيابانهايش ماشين نميتواند عبور كند.
كوچه خيابانهاي اينجا جوي آب ندارد. آبهاي آلوده خانهها مثل هنگامي كه در محل زندگي تو باران ميآيد سطح كوچهها و خيابانها از بالاترين تا پايينترين كوچه را خيس ميكند.
كمي آن طرفتر از محله زندگيات فقر بيداد ميكند. فقري كه زندگي را در اين محل كمرنگ كرده است. زندگي فقط در جمع شدن زنان همسايه در جلو خانهها يا در بازي و نگاههاي پاك كودكان خلاصه شده است. كودكاني كه سوء تغذيه آنها را بسيار نحيف و رنجور كرده است و در آرزوي زندگي كه از تو تصور ميكنند روزگار را ميگذرانند. او وقتي به تو كه در محل زندگياش غريبه هستي، مثل يك موجودي كه از كره ديگر آمده مينگرد و حسرت ميخورد.
اينجا فقر، بيسوادي، بيكاري، سوء تغذيه، بيعدالتي و اعتياد بيداد ميكند.
كاش گاهي اوقات به خود اين فرصت را ميدادي كه به زندگيشان نگاهي بيندازي و ببيني كه چرا در قرن بيست و يكم كودكان به جاي اسباببازي با خاك بازي ميكنند.
آري اگر به حرفها و درددلهاي مردم حاشيهنشين گوش فرادهي تازه ميفهمي كه در كمي آنسوتر از محل زندگيت چه ميگذرد.
چگونه كودكان شبها در حسرت رسيدن به آرزوهاي دست نيافتني سر بر بالين ميگذارند. غافل از اينكه تا تحقق آرزوهايشان راه بسيار است.
اينجا همينجاي اين هفتهي ما، منطقهاي حاشيهنشين به نام شهرك وليعصر يا همان چشمهموشك است. شهركي واقع در جنوب اراك با مساحتي قريب به سي و پنج هكتار و بيش از سي هزار نفر جمعيت. جمعيتي كه بيشتر از اقشار فرودست جامعه هستند. جامعهاي كه طرفدار عدالت است اما فاصله اين مردم تا دستيابي به عدالت حاكم بر جامعه تنها به اندازه يك خيابان است.
ساكنين چشمهموشك از كمبود آب رنج ميبرند
فاصلهي عدالت تا زندگي اين مردم را ميتواني در چهره زني حدودا چهل ساله بنگري، زني كه كودكي خود را در اين محل گذرانده و همهي تجارب خود را ميان همين مردم كسب كرده است. او را شاهدي بر ديدههاي خود ميبينم. زني كه پودهاي چادر سرمهاي كهنهاش در زير بار سنگين روزگار از يكديگر فاصله گرفتهاند ولي او اين جدايي را به رويش نميآورد گويي به اين جداييها عادت دارد. او چادر كهنهاش را به كمر پيچيده و با همسايگانش در كوچه صحبت ميكند. توجهم را جلب كرده است. به سوي او ميروم و سر صحبت را با او باز ميكنم. از محلهيشان ميپرسم و از اينكه روزگار را چگونه ميگذراند.بانگاهي متفكرانه ميگويد: بارها همه مشكلات ما را نوشته و گفتهاند اما هيچكس رسيدگي نميكند. گويا مسوولين اينجا را فراموش كردهاند.
» زري ـ ي «از بيتفاوتيها ميگويد از اينكه پس از چند سال هنوز هيچ تغييري در وضعيت معيشتي آنها ايجاد نشده است. او ميگويد كمبود آب مهمترين مشكل منطقه است. از اذان صبح تا نيمههاي شب يا آب قطع است يا اينكه بايد با فشار كم آب زندگييمان را بگذرانيم. اما با اين آب كم ،هزينه مصرفي بسيار بالا ست. » زري« از مراجعه مكرر ساكنين اين منطقه به شركت آب و فاضلاب ميگويد و اينكه در تمامي اين مراجعات تنها ساكنين اين منطقه مقصر شناخته شدهاند و به دليل ساختن منازل بر كوه همواره سرزنش شدهاند. » زري« ميگويد: ولي ما هم انسان هستيم و جبر روزگار ما را به اين منطقه كشانده است.
» زري« شبكه فاضلاب را يكي ديگر از مشكلات مردم اين منطقه ميداند و ميگويد: سه هفته پيش به علت گرفتگي لولهها، فاضلاب چاهها بالا زد و بعد از يك هفته تماس مكرر با مسوولين اين مشكل برطرف شد.
كمي به اطراف نگاه ميكنيم هيچ جوي آبي در كوچهها نيست و تنها ياريدهنده مردم اين منطقه در فصل بارش شيبزمين اين منطقه است كه البته در زمستان اين نعمت به محنت تبديل ميشود و اسباب شكستگي دست و پاي بسياري از اهالي اين منطقه را فراهم ميآورد كه تنگي كوچهها و خيابانها نيز مزيد بر علت شده تا هيچكس فريادرس ساكنين اين منطقه نباشد.
ساكنين منطقه چشمهموشك امنيت ندارند
» اكبر ـ الف« يكي ديگر از ساكنين چشمهموشك مشكل عمده اين منطقه را عدم وجود امنيت عنوان ميكند و ميگويد: ما در اين جا امنيت جاني نداريم نيروي انتظامي هم در اين زمينه هيچگونه اقدامي انجام نداده است.
»اكبر« از دزدي ماه گذشته خانهاش ميگويد كه سارق دختر هشت ساله معلولش را در كمد ديواري محبوس كرده و اقدام به سرقت اثاث خانه از ديوار حياط نموده است و با اين همه هيچكس نتوانست جلو او را بگيرد و از پليس هم خبري نبوده است. » اكبر« همچنين عملكرد پليس را در ايجاد ناامني روحي در اين منطقه موثر ميداند و ميگويد: هر چند روز يك بار نيروي انتظامي با حضور در محل، با جوانان اينجا برخورد ميكند و آرامش آنها را مختل.
چهره و نگاههاي تكتك اهالي چشمهموشك لحظهاي از ذهنم دور نميشود. وقتي از مشكلاتشان ميگفتند: تنها چيزي كه در نگاهشان موج ميزد نااميدي بود. آنان هيچ اميدي به بهبود اوضاع ندارند چرا كه خودشان ميدانند فراموش شدهاند.
وقتي به ياد كودكاني ميافتم كه در كوچه پس كوچههاي تنگ و باريك غرق در بازي كودكانه هستند؛ غافل از اينكه زندگيشان چه مشكلاتي دارد دلم به درد ميآيد و اشك در چشمانم جاري ميشود و ناراحت از اين كه نميتوانم تمامي مشكلاتشان را بنويسم چه برسد به اينكه به گوش مسوولين برسانم. زندگي مردم حاشيهنشين از جمله چشمهموشك سراسر مشكل است اما مجالي براي بازگويي تمامي مشكلاتشان يا اجازه بازگوكردن آنها را نداريم.
مشكل از مردم منطقه است
با يادآوري چهره پر درد زري و رنجي كه از كمآبي ميكشيد براي پي بردن به علت مشكل كمآبي به شركت آب و فاضلاب رفتيم و در خصوص وضعيت كمبود آب ساكنين شهرك وليعصر از مدير روابط عمومي شركت آب و فاضلاب سوالاتي را مطرح كرديم. وي در اين خصوص گفت: مشكل كمآبي فقط مربوط به شهرك وليعصر نيست بلكه معضلي براي تمامي مناطق شهر اراك كه از كمبود بارش در فصل بارندگي ناشي ميشود. باز هم به ياد زري ميافتادم به ياد اينكه ميگفت: ما از روي علاقه به چشمهموشك نيامدهايم بلكه از روي ناچاري خانههايمان را در دل كوه ساختهايم . مصطفي نظري با اشاره به مشكلات شبكه فاضلاب گفت: به دليل اينكه منطقه وليعصر در دامنه كوه واقع شده و داراي شيبي تند و زميني سنگي است امكان حفر چاههاي جاذب (روش سنتي) وجود ندارد ولي با تمام مشكلات طرح انشعاب آب و فاضلاب شهرك وليعصر در مدت دو سال به بهرهبرداري رسيد.
نظري علت گرفتگي شبكه فاضلاب را ريزش ديوارها و پيهاي ساختماني به درون شبكه فاضلاب اعلام كرد و افزود: گاهي مردم خود درون شبكه زباله ميريزند و اين مشكل از سوي شركت آب و فاضلاب نيست بلكه از سوي مردم آن منطقه است كه بايد فرهنگسازي لازم در آنجا انجام شود. در اين فكرم كه آيا واقعا حرفهاي مردم روابط عمومي شركت آب و فاضلاب ساكنين چشمهموشك را قانع ميكند؟ با خود فكر مي كنم؛ اگر زري اينجا بود باز هم از او سوال ميپرسيد؟
شهرداري پاسخگو نيست
پستي و بلندي كوچههاي چشمهموشك را احاطه كرده است. هر عابري از اين كوچهها عبور مي كند حتي در ذهنش نميگنجد كه اين شهرك در حوزه خدمات شهري قرار گرفته است اما اتوبوسهاي واحدي كه در اين شهرك تردد ميكردند خلاف اين مطلب را اثبات ميكردند.
بنابراين مسائل فوق را با شهرداري در ميان گذاشتيم اما پس از گذشت چند روز و تماسهاي متعدد تلفني و مراجعات مكرر به شهرداري هيچ پاسخي دريافت نكرديم و در واقع شهرداري حاضر به همكاري نشد و هيچكس پاسخ ما را نداد. واقعا اين است آن جامعهاي كه مدام دم از برابري و عدالت ميزندكجاست آن عدالتي كه صحبتش را ميكنند. اينان كه حتي حاضر به پاسخ گويي نيستند. چگونه ميخواهند تنها گامي كوچك در جهت بهبود وضعيت اهالي حاشيهنشين بردارند و به قول خودشان عدالت را در جامعه به يك سان تقسيم كنند و برابري و عدالت را به وجود آورند.
چهار مرحله پاكسازي در چشمهموشك
طي چهار مرحله پاكسازي در منطقه چشمهموشك بيش از دويست نفر در اين منطقه دستگير شدند. جانشين فرماندهي نيروي انتظامي استان مركزي ضمن بيان مطلب فوق گفت: منطقه مذكور آلودگيهاي خاصي دارد كه اين امر در زمينه پخش مواد مخدر بسيار پررنگتر است.
سرهنگ رحيمي تصريح كرد: تعداد زيادي از فروشندگان و توزيعكنندگان وسايل ضد اخلاقي جمعآوري شدهاند و با جرايم برخورد شده است.
وي با اشاره به ساختار منطقه چشمهموشك گفت: تا آن مقداري كه به نظرمان ميرسد، برخورد انتظامي كردهايم كه البته به دليل مشكلات جانبي زمينهها را تشديد ميكند.
نيروي انتظامي از فروشندگان و توزيعكنندگان مواد مخدر ميگويد در حالي كه اكبر از اهالي چشمهموشك از اين موضوع شكايت ميكند و خواهان برخوردي جدي از سوي نيروي انتظامي است.
ناگهان حرفهاي اكبر رابه ياد آوردم كه ناگفته مانده بود. » اكبر« مي گفت: چشمهموشك هم مانند هر جاي ديگر اراك است. مگر فقط در چشمهموشك دزد، قاتل، معتاد و ... است، نه ،در همه كوچه خيابانهاي اين شهر اين افراد وجود دارند اما ما به دليل اينكه مسوولين فراموشمان كردهاند با تعداد كثير اين افراد در چشمهموشك رو به رو هستيم. وقتي به حرفهاي اكبر فكر ميكنم، ميبينم شايد بعضي حرفهايش راست باشد چرا بايد با اهالي اين منطقه برخورد شود. چرا هيچ نهادي سعي در پيشگيري نميكند. فقط شعار ميدهيم كه در حاشيهنشينها فرهنگ زندگي اجتماعي وجود ندارد، چرا سعي در فرهنگسازي نميكنيم.
» رحيمي« با اشاره به مسووليت شهرداري، مسكن و شهرسازي، دانشگاهها و ديگر نهادهاي ذيربط گفت: عمده مشكلات اين محل مربوط به زيرساختها است كه بايد اصلاح شود، بايد به محله و منطقه، نگاه ويژهاي در بخش عمران و آباداني شود. اما آيا اين نهادها قدمي در بهبودي زيرساختهاي مناطق حاشيهنشين برميدارند يا فقط با انداختن مسووليت بر گردن نهادي ديگر خود شانه از زير مسووليت خالي ميكنند.
وي اضافه كرد: مسائل مطرح شده در حاشيه شهرهاي بزرگ نيز اتفاق ميافتد و نهادهاي متولي بايد تدابير لازم در مناطق حاشيهنشيني را اتخاذ نمايند.
جانشين فرمانده كل نيروي انتظامي استان مركزي در مورد برخورد فيزيكي نيروي انتظامي با مردم در اين مناطق گفت: نگاه پليس در ابتدا، نگاه توجيهي و ارشادي است اما كسي حق ندارد فرمان پليس را درمنطقه اجرا نكند چرا كه در اين صورت پليس برخورد ميكند اما اگر در عين حال احساس كنيم كه مامور خارج از ضابطه برخورد ميكند، با توجه به نگاه مردم محوري نيروي انتظامي، با مامور متخلف برخورد ميكند و تلفن 197 جهت رسيدگي به اين امر پيشبيني شده است و البته اگر سهلانگاري و تعلل در اين زمينه وجود دارد در دفتر ويژه و نظارت همگاني به آن رسيدگي ميشود.
سرهنگ رحيمي با اشاره به برنامه آينده ناجا در جهت پاكسازي اين منطقه گفت: در حال حاضر ما در اين منطقه مشغول عمليات اطلاعاتي هستيم و در روزهاي آتي در اين مناطق عمليات پاكسازي انجام ميدهيم چرا كه به عقيده كارشناسان اين نيرو، عمليات پاكسازي تا نود درصد موثر است و بقيه به عهده ساير نهادهاي مربوط است.
***
غروب نزديك است و ما بايد برگرديم. در ميان كوچههاي تنگ و باريك چشمهموشك راه خود را به سختي مييابيم و آهسته گام برميداريم تا پايمان در گودالهاي اين كوچهها صدمه نبيند و اسير شيب تند اين پسكوچههاي تنگ و باريك نشويم. تاريكي كوچههاي اين منطقه نيز بر سختي راه افزوده است اما در ميان اين همه سختي، كودكي فارغ از همه مشكلات زندگي با خاكهاي كوچه بازي ميكند و با لبخندي گامهاي ما را بدرقه ميكند.
ما به اين فكر ميكنيم كه آيا طرحهاي چند ساله ساختن آپارتمانهاي مناطق محروم و شهر طولي كه مسوولين چند سال پيش قول ساخت آنها را دادهاند محقق ميشود؟ يا اينكه مردم اين شهرك بايد همچنان مانند انسانهاي اوليه در خانههاي ساختهشده در دل كوه روزگار بگذرانند و همه ميدانند و هيچكس نمي داند .