اين آخرين پناهگاه دزدان است

 جايي به وسعت آزادي

و تنگي محصور عشق

براي وطن

دزدان وطن اين بار بيش از همه

سنگ هاي وطن را به سينه زدند 

و به اين ترتيب

بزرگ ترين دزدي از اموال وطن رقم خورد

بگذار يك بار ديگر

 دزدان در آبادي مشهور خودشان

 از تبعيد حرف بزنند

 از غربت

 از زندگي در ميان دوستان

 اما در غربت

 آنها تنها يك چيز مي خواهند  

سنگ براي هموطنان

وعشق براي نامردمان

آنها تنها يك چيز مي خواهند

 رهايي براي در قفس ماندگان

و صلح براي باز ماندگان

آنها تنها يك چيز مي خواهند

آرامش براي فرزندان

ودرد براي شكنجه گران

آنها تنها يك چيز مي خواستند

 و آن چيزي نبود جز............

 زندگي!